فرهنگ آریان‌پور

تاریکی

#۵۲٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۲

mare

مادیان، بختک، کابوس، عجوزه، جادوگر، مالیخولیا، سودا، (در سطح ماه) تاریکى، دریا

۳

dimness

کم نورى، تیرگى، تارى، تاریکى

۴

umbrage

سایه، تارى، تاریکى، سایه شاخ و برگ، اثر، شابهت سایه وار، سوظن، نگرانى، رنجش

۵

nigritude

سیاهى، تاریکى

۶

dusk

تاریک و روشن، هواى گرگ و میش، هنگام غروب، تاریک نمودن murkiness

۷

thick

کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت

۸

night

شبانه، هر شب

۹

obscurity

تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى