فرهنگ آریانپور
تاریکی
#۵۲٬۶۶۸
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)
mare
مادیان، بختک، کابوس، عجوزه، جادوگر، مالیخولیا، سودا، (در سطح ماه) تاریکى، دریا
dimness
کم نورى، تیرگى، تارى، تاریکى
umbrage
سایه، تارى، تاریکى، سایه شاخ و برگ، اثر، شابهت سایه وار، سوظن، نگرانى، رنجش
nigritude
سیاهى، تاریکى
dusk
تاریک و روشن، هواى گرگ و میش، هنگام غروب، تاریک نمودن murkiness
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت
night
شبانه، هر شب
obscurity
تیرگى، تارى، ابهام، گمنامى