فرهنگ آریان‌پور

تاریک کردن

#۵۲٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

overshadow

تاریک کردن، مسلط شدن بر، تحت الشعاع قرار دادن، سایه افکندن بر

۲

dark

تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن

۳

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۴

darken

تاریک شدن، تاریک کردن

۵

becloud

تار کردن، با ابر پوشاندن، تاریک کردن، زیر ابر پنهان کردن

۶

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۷

bedim

تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن

۸

shades

سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade