فرهنگ آریانپور
تاریک کردن
#۵۲٬۶۵۶
overshadow
تاریک کردن، مسلط شدن بر، تحت الشعاع قرار دادن، سایه افکندن بر
dark
تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)
darken
تاریک شدن، تاریک کردن
becloud
تار کردن، با ابر پوشاندن، تاریک کردن، زیر ابر پنهان کردن
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
bedim
تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن
shades
سایه، حباب چراغ یا فانوس، آباژور، سایه بان، جاى سایه دار، اختلاف جزیى، سایه رنگ، سایه دار کردن، سایه افکندن، تیره کردن، کم کردن، زیر و بم کردن shade