واژههای فارسی←تارمیغفرهنگ آریانپورتارمیغ#۵۲٬۵۵۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱vapor(vapour =) ـ بخار، دمه، مه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردنواژههای نزدیک در الفباتابیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده - ابریشم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده - به هم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده مخصوص تازیانه پیچی - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده مخصوص قلابدوزی - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر