فرهنگ آریان‌پور

تارکش

#۵۲٬۵۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

heddle

(در با فندگى) ورد، تارکش، تارگذران

۲

harness

افسار، دهنه، تارکش، اشیاء، تهیه کردن، افسار زدن، زین و برگ کردن، مهار کردن، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن