فرهنگ آریان‌پور

تارک

#۵۲٬۵۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tiara

تارک (tarok)، کلاه پادشاهى (در ایران قدیم)، تاچ پادشاهى، تاچ پاپ، تاج یا کلاه

۲

apex

اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک

۳

diadem

دیهیم، تارک، نیم تاج، سربند یا پیشانى بند پادشاهان

۴

vertex

راس، تارک، نوک، سر، فرق، قله

۵

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۶

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۷

cusp

نوک تیز منقار، نوک هلال، غره برج

۸

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۹

height

بلندى، رفعت، ارتفاع، جاى مرتفع، آسمان، عرش، منتها درجه، تکبر، در بحبوحه، (در جمع) ارتفاعات، عظمت

۱۰

summit

قله، نوک، اوج، ذروه، اعلى درجه