فرهنگ آریان‌پور

تاراندن

#۵۲٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

shoo

کیش (براى راندن مرغ و غیره)، کیش کردن، با کیش فرار دادن، چخ

۲

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۳

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۴

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۵

dispel

برطرف کردن، دفع کردن، طلسم را باطل کردن

۶

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن