فرهنگ آریانپور
تاراندن
#۵۲٬۵۱۲
shoo
کیش (براى راندن مرغ و غیره)، کیش کردن، با کیش فرار دادن، چخ
chase
تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)
repel
دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن
dispel
برطرف کردن، دفع کردن، طلسم را باطل کردن
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن