فرهنگ آریانپور
تاراج کردن
#۵۲٬۵۰۴
loot
غارت، چپاول، تاراج، استفاده نامشروع، غارت کردن (شهرى که اشغال شده)، چاپیدن
sack
کیسه، گونى، جوال، پیراهن گشاد و کوتاه، شراب سفید پر الکل و تلخ، یغما، غارتگرى، بیغما بردن، اخراج کردن یا شدن، در کیسه ریختن
harry
غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن
spoil
(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن
despoil
غارت کردن، ربودن (بیشتر با of)
pillage
غارت، تاراج، یغما، غارت کردن
plunder
غارت، چپاول، تاراج، یغما، غنیمت، غارت کردن، چاپیدن
deflower
ازاله بکارت کردن از، ملوث کردن