فرهنگ آریان‌پور

تاراج‌ کردن

#۵۲٬۵۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

loot

غارت، چپاول، تاراج، استفاده نامشروع، غارت کردن (شهرى که اشغال شده)، چاپیدن

۲

sack

کیسه، گونى، جوال، پیراهن گشاد و کوتاه، شراب سفید پر الکل و تلخ، یغما، غارتگرى، بیغما بردن، اخراج کردن یا شدن، در کیسه ریختن

۳

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن

۴

spoil

(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن

۵

despoil

غارت کردن، ربودن (بیشتر با of)

۶

pillage

غارت، تاراج، یغما، غارت کردن

۷

plunder

غارت، چپاول، تاراج، یغما، غنیمت، غارت کردن، چاپیدن

۸

deflower

ازاله بکارت کردن از، ملوث کردن