فرهنگ آریان‌پور

تار عنکبوت

#۵۲٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

web

تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن

۲

cobweb

تار عنکبوت

۳

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۴

gossamer

بند شیطان، لعاب خورشید، لعاب عنکبوت، پارچه بسیار نازک، تنزیب، نازک، لطیف، سبک spiderweb