فرهنگ آریانپور
تار
#۵۲٬۴۷۱
dim
تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن
warp
تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن
dimmer
تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده
dimmest
تار، تاریک، تیره کردن
chord
عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم رنگ یا حالت و غیره
blear
استهزاء، داراى چشم پر آب، تار، گرفته و تاریک، تارى حاصل از اشک و غیره
purblind
نابینا، نیم کور، داراى چشم تار، نیم کور کردن بافندگی
caliginous
مه آلود، تاریک، تیره، تار، غلیظ
hair
مو، موى سر، زلف، گیسو hair کالبدشناسی
cords
سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر cord قدیمی موسیقی
sullen
عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه چشم