فرهنگ آریان‌پور

تار

#۵۲٬۴۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن

۲

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن

۳

dimmer

تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده

۴

dimmest

تار، تاریک، تیره کردن

۵

chord

عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم رنگ‌ یا حالت‌ و غیره‌

۶

blear

استهزاء، داراى چشم پر آب، تار، گرفته و تاریک، تارى حاصل از اشک و غیره

۷

purblind

نابینا، نیم کور، داراى چشم تار، نیم کور کردن بافندگی‌

۸

caliginous

مه آلود، تاریک، تیره، تار، غلیظ

۹

hair

مو، موى سر، زلف، گیسو hair کالبدشناسی‌

۱۰

cords

سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر cord قدیمی‌ موسیقی‌

۱۱

sullen

عبوس، ترشرو، کج خلق، غیر معاشر، عبوسانه چشم‌