فرهنگ آریان‌پور

تاخیر

#۵۲٬۴۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن

۲

demurral

تاخیر

۳

dilation

تاخیر، اتساع، آماس

۴

retardation

تاخیر، کم هوشى، عدم رشد فکرى، شتاب منفى

۵

subsequence

تاخیر، توالى، زیر دنباله

۶

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۷

mora

تعویق، تاخیر، مقیاس وزن شعر

۸

demur

کمرویى کردن، ناز، (حقوق) تقاضاى درنگ یا مکث کردن، (معنى مجازى) درنگ کردن، مهلت خواستن، استثنا قائل شدن، تاخیر، تردید راى

۹

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۱۰

deferment

تعویق، تاخیر

۱۱

cunctation

مسامحه، تاخیر، قصور، مکث، تعویق، تعلل

۱۲

supersedure

تعویق اندازى، تاخیر، تعویق holdup lateness

۱۳

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه واژه هاى شامل

۱۴

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن

۱۵

respite

مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن