فرهنگ آریان‌پور

تاخت و تاز

#۵۲٬۴۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

raid

تاخت و تاز، یورش، حمله ناگهانى، ورود ناگهانى پلیس، یورش آوردن، هجوم آوردن

۲

onset

تاخت و تاز، حمله، هجوم، اصابت، وهله، شروع

۳

foray

تاخت و تاز کردن، تهاجم، تاراج، چپاول، تهاجم کردن، بیغما بردن، چپاول کردن، حمله

۴

inroad

تاخت و تاز، تهاجم، تعدى، هجوم، حمله، تکش

۵

invasion

تاخت و تاز، هجوم، تهاجم، استیلا، تعرض

۶

incursion

تاخت و تاز، تهاجم، تاراج و حمله، تعدى

۷

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۸

ravage

غارت، یغما، تاخت و تاز، ویرانى، ستمگرى، ویران کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، بلا زده کردن

۹

offensive

مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله

۱۰

onslaught

یورش، حمله