تاخت
#۵۲٬۳۹۱
gallop
تاخت، چهار نعل، چهار نعل رفتن، تازیدن
lope
خرامیدن، رقصیدن، جست و خیز کردن، شلنگ انداختن، تاخت رفتن (اسب و غیره)، به جست و خیز درآوردن، جست و خیز و شلنگ تخته، تاخت، حرکت خرامان bashing _
attack
آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى
brattle
صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب، شلوغ کردن، تاخت، چهار نعل، پچ پچ، تق تق
swap
معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن، اخراج کردن زنی tradeoff اسب سواری
canter
چهار نعل، گامى شبیه چهار نعل، گردش، سوار اسب (چهار نعل رونده) شدن، سلانه سلانه راه رفتن
charge
تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه
sprint
دوسرعت، با حداکثر سرعت دویدن
offense
(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه