فرهنگ آریانپور
ابتکار کردن
#۵۲۳
initiate
راه انداختن، ابتکار کردن، وارد کردن، تازه وارد کردن، آغاز کردن، بنیاد نهادن، نخستین قدم را برداشتن
innovate
نو آورى کردن، آئین تازه اى ابتکار کردن، تغییرات و اصلاحاتى دادن در، چیز تازه آوردن، بدعت گذاردن
excogitate
اندیشیدن، ابتکار کردن، ابداع کردن
schematize
به صورت برنامه درآوردن، طرح یا نقشه اى تهیه کردن، ابتکار کردن