واژههای فارسی←تاپوفرهنگ آریانپورتاپو#۵۲٬۲۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱squatچمباتمه زدن، قوز کردن، محل چمباتمه زنى، چاق و خپل۲hamperاز کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قیدواژههای نزدیک در الفباتابیده - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده مخصوص تازیانه پیچی - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابیده مخصوص قلابدوزی - نخ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاپ تاپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتاپ تاپ کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر