فرهنگ آریان‌پور

تابنده

#۵۲٬۲۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

phosphorescent

تابنده (مثل فسفر)، شب تاب، درخشان

۲

spinner

ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتى که تار مى تند، کارگر یا ماشین نخ ریسى

۳

aglitter

درتابش، متلالا، تابنده

۴

phosphoric

فسفرى، تابنده، شبیه فسفر، شب تاب

۵

phosphorous

فسفرى، تابنده، فسفردار

۶

glowing

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow

۷

radiant

تابناک، متشعشع، پر جلا، درخشنده، شعاعى، ساطع

۸

twirler

پیچ دهنده، چرخاننده

۹

incandescent

داراى نور سیمابى، تابان