فرهنگ آریانپور
تابنده
#۵۲٬۲۲۴
phosphorescent
تابنده (مثل فسفر)، شب تاب، درخشان
spinner
ریسنده، نخ ریس، نختاب، تابنده، عنکبوتى که تار مى تند، کارگر یا ماشین نخ ریسى
aglitter
درتابش، متلالا، تابنده
phosphoric
فسفرى، تابنده، شبیه فسفر، شب تاب
phosphorous
فسفرى، تابنده، فسفردار
glowing
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow
radiant
تابناک، متشعشع، پر جلا، درخشنده، شعاعى، ساطع
twirler
پیچ دهنده، چرخاننده
incandescent
داراى نور سیمابى، تابان