فرهنگ آریان‌پور

تابناکی

#۵۲٬۲۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

luminescence

تابناکى، (فیزیک) پدیده نورافشانى جسمى پس از قرار گرفتن درمعرض تابش اشعه، شب تابى

۲

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۳

glint

برق، تلالوء، تابش، ظهور آنى، زودگذر، تابیدن، درخشیدن، درخشانیدن، تابانیدن

۴

lucidity

روشنى، وضوح، آشکارى، دوره سلامتى و هوشیارى، روشن بینى، شفاف بودن

۵

splendor

(splendour =) ـ شکوه و جلال، زرق و برق، فر

۶

splendour

(splendor =) ـ شکوه و جلال، زرق و برق، فر

۷

brilliance

تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد brilliancy

۸

effulgence

تابش، درخشندگى، شکوه

۹

refulgence

درخشندگى، شکوه، جلال، تشعشع، نور افشانى

۱۰

illumination

روشن سازى، تنویر، چراغانى، تذهیب، اشراق، توضیح