واژههای فارسی←تابشگریفرهنگ آریانپورتابشگری#۵۲٬۱۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱radiation(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا۲radioactivityرادیواکتیویته، تابش، پرتو افشانىواژههای نزدیک در الفباتابش نور مصنوعی بر - اثرات -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابش یا اشعه برابر - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابش یا روشنی خیره کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابش یا گرمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابشزامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتابشگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر