فرهنگ آریان‌پور

تابش

#۵۲٬۱۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glitter

تابش، تلالوء، درخشندگى، درخشش، براق شدن، برق زدن، درخشیدن

۲

brilliance

تابش، درخشندگى، برق، زیرکى، استعداد

۳

effulgence

تابش، درخشندگى، شکوه

۴

coruscation

تابش، درخشندگى

۵

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۶

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۷

glint

برق، تلالوء، تابش، ظهور آنى، زودگذر، تابیدن، درخشیدن، درخشانیدن، تابانیدن

۸

sheen

درخشندگى، زیبایى، تابش، برق، درخشیدن

۹

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش

۱۰

radiation

(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا

۱۱

irradiance

(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر

۱۲

irradiancy

(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر

۱۳

radiational

(radiation =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا

۱۴

radioactivity

رادیواکتیویته، تابش، پرتو افشانى

۱۵

gleam

نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن

۱۶

radiance

(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو