فرهنگ آریان‌پور

ارزانی داشتن

#۵٬۲۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bestow on

ارزانى داشتن

۲

bestow upon

ارزانى داشتن

۳

yield

حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن

۴

gift

بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه

۵

rain

باران، بارش، بارندگى، باریدن

۶

endow

اعطا کردن (به)، (به صیغه اسم مفعول) دارا، چیزى را وقف کردن، وقف کردن، موهبت بخشیدن به

۷

offer

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۸

shower

رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن

۹

bestow

بخشیدن

۱۰

extend

توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن

۱۱

proffer

پیشنهاد، عرضه، تقدیم، پیشنهاد کردن، تقدیم داشتن، عرضه داشتن

۱۲

bequeath

وقف کردن، تخصیص دادن به، (از راه وصیت نامه) به کسى واگذار کردن

۱۳

contribute

اعانه دادن، شرکت کردن در، همکارى و کمک کردن، هم بخشى کردن