ارزانی داشتن
#۵٬۲۱۲
bestow on
ارزانى داشتن
bestow upon
ارزانى داشتن
yield
حاصل، محصول دادن، باور کردن، ثمر دادن، واگذار کردن، ارزانى داشتن، بازده، محصول، تسلیم کردن یا شدن
gift
بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
endow
اعطا کردن (به)، (به صیغه اسم مفعول) دارا، چیزى را وقف کردن، وقف کردن، موهبت بخشیدن به
offer
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
shower
رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن
bestow
بخشیدن
extend
توسعه دادن، تمدید کردن، عمومیت دادن، دراز کردن، طول دادن، رساندن، ادامه دادن، منبسط کردن
proffer
پیشنهاد، عرضه، تقدیم، پیشنهاد کردن، تقدیم داشتن، عرضه داشتن
bequeath
وقف کردن، تخصیص دادن به، (از راه وصیت نامه) به کسى واگذار کردن
contribute
اعانه دادن، شرکت کردن در، همکارى و کمک کردن، هم بخشى کردن