تابان
#۵۲٬۰۹۳
agleam
تابان
brilliant
تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن
aglow
درحال اشتعال، در حالت هیجان، تابان، مشتعل و فروزان
bright
تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش
shiner
درخشان، تابان، آدم باهوش، آدم زرنگ، واکسى، واکس کفش، چیز درخشنده، ستاره، کلاه ابریشمى، کفش چرمى برقى، پول زر یا نقره، لیره طلا، (زبان عامیانه) پول، سکه، چشم، چشم کبود شده (در اثر ضربت و غیره)، (در جمع) انواع ماهیان کوچک و نقره فام آمریکایى
fulgent
درخشان، درخشنده، تابان
luminous
درخشان، شب نما، فروزان، روشنى بخش، نورانى، تابان
perfervid
بسیار با حرارت، بسیار غیور، سوزان، تابان، گرم، مشتاق، حریص
incandescent
داراى نور سیمابى، تابان
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
shiny
صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور
flashy
درخشانى، نمایشى، زرق و برقى
glowing
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow
shining
درخشان، تابناک
lustrous
فروزنده، رخشان، رخشنده، پر زرق و برق، پر جلوه