فرهنگ آریان‌پور

تابان

#۵۲٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

agleam

تابان

۲

brilliant

تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان

۳

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن

۴

aglow

درحال اشتعال، در حالت هیجان، تابان، مشتعل و فروزان

۵

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۶

shiner

درخشان، تابان، آدم باهوش، آدم زرنگ، واکسى، واکس کفش، چیز درخشنده، ستاره، کلاه ابریشمى، کفش چرمى برقى، پول زر یا نقره، لیره طلا، (زبان عامیانه) پول، سکه، چشم، چشم کبود شده (در اثر ضربت و غیره)، (در جمع) انواع ماهیان کوچک و نقره فام آمریکایى

۷

fulgent

درخشان، درخشنده، تابان

۸

luminous

درخشان، شب نما، فروزان، روشنى بخش، نورانى، تابان

۹

perfervid

بسیار با حرارت، بسیار غیور، سوزان، تابان، گرم، مشتاق، حریص

۱۰

incandescent

داراى نور سیمابى، تابان

۱۱

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۲

shiny

صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور

۱۳

flashy

درخشانى، نمایشى، زرق و برقى

۱۴

glowing

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow

۱۵

shining

درخشان، تابناک

۱۶

lustrous

فروزنده، رخشان، رخشنده، پر زرق و برق، پر جلوه