فرهنگ آریان‌پور

تاب برداشتن

#۵۲٬۰۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن

۲

curl

حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر

۳

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن