فرهنگ آریان‌پور

تاب

#۵۲٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

insinuation

تاب، پیچ، موج، اشاره، رخنه یابى، خود جاکنى، نفوذ، دخول تدریجى، دخول غیر مستقیم

۲

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۳

kink

گیر، پیچ، تاب، ویژه گى، فرریز، غش، حمله ناگهانى، پیچیدن، پیچ خوردگى

۴

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن twist در سیرک‌ و غیره‌

۵

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن آوا شناسی‌

۶

curl

حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر curl ریسمان‌ و طناب‌ و غیره‌

۷

wobble

(در چرخ) لنگ بودن، جنبیدن، تلوتلو خوردن، و ول خوردن، مردد بودن، مثل لرزانک تکان خوردن، لنگى چرخ، لق بودن بازی‌ کودکان‌

۸

torsion

پیچش، پیچ خوردگى، انقباض، پیچى زلف‌

۹

trapeze

ذوزنقه چرخ‌

۱۰

cadence

وزن، آهنگ، هم آهنگى، افول