فرهنگ آریانپور
تا کردن
#۵۲٬۰۲۰
double up
تا کردن، دولا کردن، در اتاق یا تخت خواب یک نفره شریک شدن، دولا شدن (در اثر خنده و غیره)
fold
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن
limber
خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن
ply
لا، تاه، یک لاى طناب، تخته چندلا، لایه کاغذ، تاه کردن، چند لا کردن، دولا کردن، رفت و آمد کردن، تردد کردن
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار