فرهنگ آریان‌پور

تا اندازهای

#۵۱٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۲

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۳

what

علامت استفهام، حرف ربط، چه، کدام، چقدر، هر چه، آنچه، چه اندازه، چه مقدار

۴

quite

کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً

۵

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۶

partly

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه partway passably

۷

pretty

تاحدى، قشنگ، شکیل، خوش نما، خوب، به طور دلپذیر، قشنگ کردن، آراستن

۸

rather

سریع تر، بلکه، بیشتر، تا یک اندازه، نسبتا، با میل بیشترى، ترجیحا

۹

somewhat

قدرى، مقدار نامعلومى، تاحدى، مختصرى

۱۰

something

چیزى، یک چیزى، تا اندازه اى، قدرى