فرهنگ آریان‌پور

تا اخر بازی کردن

#۵۱٬۹۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

play out

تا آخر ایستادگى کردن، تا آخر ایفا کردن، تا آخر بازى کردن، به پایان رساندن