فرهنگ آریان‌پور

ارزان

#۵٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

cheap

ارزان، جنس پست، کم ارزش، پست

۲

inexpensive

ارزان، کم خرج، معقول، صرفه جو، ساده

۳

jitney

اتومبیل کرایه اى، ارزان dirtcheap

۴

gimcrack

چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش

۵

brummagem

بى ارزش، کم ارزش، پست، ارزان، مسکوک فلزى

۶

cut rate

تنزل قیمت، ارزان

۷

hand me down

(زبان عامیانه، آمریکایى) لباس ارزان و دوخته، ارزان

۸

steal

(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزى

۹

economy

اقتصاد، صرفه جویى، علم اقتصاد

۱۰

popular

محبوب، وابسته به توده مردم، خلقى، ملى، توده پسند، عوام

۱۱

competitive

مسابقه اى، قابل رقابت، رقابتى، سبقت جو cutrate