پیوند
#۵۱٬۸۶۵
link
پیوند، به هم پیوستن، پیوند دادن، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، بند، میدان گلف، زنجیر، قلاب، متصل کردن، جفت کردن link زیست شناسی
graftage
پیوند، پیوند زنى
slur
نشان، اشاره، پیوند، خطاتحاد، لکه ننگ، تهمت، لکه بدنامى، مطلب را نادیده گرفتن ورد شدن، باعجله کارى را انجام دادن، مطلبى را حذف کردن، طاس گرفتن (براى تقلب درنرد)، تقلب
cross
صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن
graft
قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندى، (جراحى) پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه هاى نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، به هم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستى تحصیل کردن
nexus
سلسله، پیوند، اتصال، رابطه، رابطه داخلى، گروه متحد
union
اجتماع، اتحاد، اتحادیه، اتحاد و اتفاق، یگانگى وحدت، اتصال، پیوستگى، پیوند، وصلت، الحاق، اشتراک منافع
imping
بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن
zonule
حلقه یا کمربند کوچک، منطقه یا ناحیه کوچک، پیوند
linkage
اتصال، وسیله ارتباط، حلقه هاى زنجیر، رابطه، پیوند، به هم پیوستگى
ligament
(کالبد شکافى) پیوند، رباط، بند، وتر عضلانى، بندیزه
synthesis
صنع، ترکیب، اختلاط، تلفیق، (شیمى) امتزاج، پیوند، هم گذارى
confederacy
هم پیمانى، اتفاق، اتحاد، پیوند، اتحادیه
consociation
(association =) ـ شرکت، پیوند
transplantation
فراکاشتن، پیوند، جابجا سازى، قلمه زنى، نشاکارى