فرهنگ آریانپور
پیوسته
#۵۱٬۸۴۵
attached
پیوسته، ضمیمه، دلبسته، علاقمند، وابسته، مربوط، متعلق
ceaseless
پیوسته، دائمى
coadunate
پیوسته، به هم چسبیده، با هم روئیده
continual
پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
alway
همیشه، پیوسته، همه وقت
always
همواره، همیشه، پیوسته، همه وقت
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
coalescent
به هم آمیخته، پیوسته
contiguous
همجوار، نزدیک، مجاور، پیوسته، متصل، مربوط به هم
continuous
مداوم، متوالى، پیوسته واژه هاى شامل
concomitant
همراه، ملازم، پیوسته
online
درون خطى online قدیمی
allied
پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین
evermore
همیشه، درتمام وقت، براى همیشه