فرهنگ آریان‌پور

پیوستگی

#۵۱٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

joinder

پیوستگى، الحاق، اتفاق

۲

alliance

پیوستگى، اتحاد، وصلت، پیمان بین دول

۳

cohesion

پیوستگى، چسبندگى، هم بستگى، جاذبه مولکولى

۴

continuity

پیوستگى، اتصال، استمرار، تسلسل، دوام

۵

concomitance

پیوستگى، همراهى، ملازمت

۶

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۷

affinity

وابستگى، پیوستگى، قوم و خویش سببى، نزدیکى

۸

coalition

ائتلاف، پیوستگى، اتحاد موقتى

۹

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۱۰

affiliation

وابستگى، پیوستگى، خویشى

۱۱

association

شرکت، انجمن، معاشرت، اتحاد، پیوستگى، تداعى معانى، تجمع، آمیزش، وابستگى، وابسته سازى

۱۲

conjunction

عطف، ترکیب عطفى، پیوستگى، اتصال، اقتران، حرف ربط، حرف عطف

۱۳

conjugation

(دستور زبان) صرف، پیوستگى، ترکیب، گشنگیرى

۱۴

concrescence

(زیست شناسى) رشد با یکدیگر، نمو مشترک، پیوستگى

۱۵

incorporation

اتصال، الحاق، یکى سازى ترکیب، یکى شدنى، پیوستگى، تلفیق، اتحاد، ادخال، جا دادن، ایجاد شخصیت حقوقى براى شرکت

۱۶

fusion

ذوب، گداختگى، آمیزش، امتزاج، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر، ترکیب و امتزاج

۱۷

liaison

رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط