فرهنگ آریان‌پور

پیوست کردن

#۵۱٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

append

افزودن، الحاق کردن، آویختن، پیوست کردن

۲

attach

الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن