فرهنگ آریان‌پور

پیوست

#۵۱٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

enclosure

پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار

۲

annexation

پیوست، ضمیمه سازى، انضمام

۳

annex

پیوستن، ضمیمه کردن، ضمیمه، پیوست، ضمیمه سازى

۴

coupling

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن

۵

appendix

ضمیمه، ذیل، دنباله، آویزه، (پزشکى) زائده کوچک، قولون، زائده ى آپاندیس، پیوست

۶

appendage

ضمیمه، پیوست، دستگاه فرعى

۷

concomitant

همراه، ملازم، پیوسته

۸

attachment

الصاق، وابستگى، تعلق، ضمیمه، دنبال، ضبط، حکم، دلبستگى

۹

supplement

مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد

۱۰

accompaniment

همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده