فرهنگ آریانپور
پیوست
#۵۱٬۸۱۵
enclosure
پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار
annexation
پیوست، ضمیمه سازى، انضمام
annex
پیوستن، ضمیمه کردن، ضمیمه، پیوست، ضمیمه سازى
coupling
زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن
appendix
ضمیمه، ذیل، دنباله، آویزه، (پزشکى) زائده کوچک، قولون، زائده ى آپاندیس، پیوست
appendage
ضمیمه، پیوست، دستگاه فرعى
concomitant
همراه، ملازم، پیوسته
attachment
الصاق، وابستگى، تعلق، ضمیمه، دنبال، ضبط، حکم، دلبستگى
supplement
مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد
accompaniment
همراهى، مشایعت، ضمیمه، (موسیقى) ساز یا آواز همراهى کننده