فرهنگ آریان‌پور

پینه

#۵۱٬۷۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bunny

پینه، ورم، اسم حیوان دست آموز (مثل خرگوش)

۲

callus

پینه، پینه استخوانى گیاه

۳

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن