پیمایش
#۵۱٬۷۳۹
survey
پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید
traversal
پیمایش
surveying
پیمایش، زمینه یابى، بازدید کردن، ممیزى کردن، مساحى کردن، پیمودن، بررسى کردن، بازدید، ممیزى، برآورد، نقشه بردارى، بررسى، مطالعه مجمل، بردید
mensuration
پیمایش، انصاف، اندازه گیرى
scaling
مقیاس گذارى، پیمایش
traverseal
عمل پیمودن، عمل طى کردن، پیمایش
scale factor
مقیاس گذارى، پیمایش
scud
حرکت تند و سریع، حرکت سریع ابر، تند راه رفتن، سبک رفتن، تکان خوردن
dosage
مقدار تجویز شده دارو، یک خوراک دارو، مقدار استعمال دارو
padding
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad
measure
اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن
measurement
اندازه گیرى، سنجش، اندازه