فرهنگ آریانپور
پیمان بستن
#۵۱٬۶۷۹
pact
عهد، میثاق، پیمان، معاهده، پیمان بستن
promise
وعده، قول، عهد، پیمان، نوید، انتظار وعده دادن، قول دادن، پیمان بستن
contract
قرارداد، مقاطعه، منقبض کردن، منقبض شدن، کنترات، پیمان پیمان بستن، قرارداد بستن، مقاطعه کارى کردن، کنترات کردن، مخفف کردن، همکشیدن
covenant
پیمان، میثاق، عهد، پیمان بستن، میثاق بستن
stipulate
میثاق بستن، پیمان بستن، تصریح کردن، قید کردن، قرار گذاشتن
undertake
(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن