فرهنگ آریان‌پور

پیمان

#۵۱٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

oath

پیمان، سوگند، قسم خوردن

۲

treaty

پیمان، معاهده، قرار داد، پیمان نامه، عهد نامه واژه هاى شامل

۳

covenant

پیمان، میثاق، عهد، پیمان بستن، میثاق بستن

۴

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۵

avow

نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، تعیین، عزم، تصمیم، نذر کردن، قسم خوردن، وقف کردن

۶

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۷

pact

عهد، میثاق، پیمان، معاهده، پیمان بستن

۸

faith

ایمان، عقیده، اعتقاد، دین، پیمان، کیش

۹

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۱۰

league

واحد راه پیمایى که تقریبا مساوى 2/4 تا 4/6 میل است، اتحادیه، پیمان، اتحاد، متحد کردن، هم پیمان شدن، گروه ورزشى

۱۱

compact

جمع و جور، به هم پیوسته، پیمان، معاهده، متراکم به هم فشردن، به هم متصل کردن، ریز بافتن، فشرده، فشرده کردن

۱۲

concord

توافق، مطابقت، یکجورى، پیمان، قرار

۱۳

promise

وعده، قول، عهد، پیمان، نوید، انتظار وعده دادن، قول دادن، پیمان بستن

۱۴

contract

قرارداد، مقاطعه، منقبض کردن، منقبض شدن، کنترات، پیمان پیمان بستن، قرارداد بستن، مقاطعه کارى کردن، کنترات کردن، مخفف کردن، همکشیدن

۱۵

agreement

سازش، موافقت، پیمان، قرار، قبول، (دستور زبان) مطابقه ى نحوى، (حقوق) معاهده و مقاطعه، توافق

۱۶

testament

وصیت نامه، پیمان، تدوین وصیت نامه، عهد

۱۷

compaction

عمل به هم چسباندن، عمل ریز بافتن، پیمان، فشردگى، فشرده سازى