فرهنگ آریان‌پور

پیگردی کردن

#۵۱٬۶۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

seek

(past: sought ; past participle: sought) ـ جستجو کردن، جوئیدن، طلبیدن، پوئیدن، طلب کردن، پیگردى کردن

۲

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن