فرهنگ آریان‌پور

پیکر

#۵۱٬۵۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

icon

شمایل، تمثال، تندیس، پیکر، تصویر، تصویر حضرت مسیح یا مریم و یا مقدسین مسیحى

۲

digit

انگشت، رقم، عدد، پیکر

۳

effigy

تمثال، صورت، پیکر، تمثال تهیه کردن، پیکرک

۴

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۵

statue

تندیس، پیکره، مجسمه، هیکل، پیکر، تمثال، پیکر سازى

۶

likeness

شباهت، همانندى، شکل، شبیه، پیکر، تصویر

۷

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۸

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۹

numeral

رقم، نمره، شماره اى، عددى، هندسى، رقومى، شماره

۱۰

physique

هیکل، سازمان بدن، ترکیب، هیئت، ساختمان بدن