فرهنگ آریان‌پور

پیکان

#۵۱٬۵۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

barb

خار، پیکان، نوک، ریش، خاردار کردن، پیکاندار کردن

۲

dart

زوبین، نیزه، تیر، بسرعت حرکت کردن، حرکت تند، پیکان arrowhead

۳

arrow

تیر، خدنگ، پیکان، سهم

۴

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان

۵

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن