فرهنگ آریانپور
پیشین
#۵۱٬۵۰۴
primeval
پیشین، اولیه، بسیار کهن، باستانى
pristine
پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه
antecedent
پیشین، پیشى، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار
ci devant
پیشین، سابق، متعلق به دوره سابق، منسوخ
fore
پیش، پیشین، جلوى، درجلو، قبلى پیشوندى است به معنى " پیش " و " جلو " و " قبلا " و " پیشروها " و " واقع در جلو "
olden
کهنه، کهن، قدیمى، پیشین، سابق، زمان پیش
prior
اولى، قبلى، از پیش، پیشین، جلوى، مقدم، اسبق، رئیس صومعه
apriori
از علت به معلول پى بردن، استقرایى، پیشین
primitive
بدوى، اولیه، اصلى، پیشین، قدیم، انسان اولیه
elder
بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا elder از نظر زمان یا ترتیب
early
زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا
former
پیشتر، قبلا
bygone
گذشته، کهنه، قدیمى، گذشته ها
anterior
جلو(ى)، قدامى
previous
پیشتر، قبلا، سابقا