فرهنگ آریان‌پور

پیشی

#۵۱٬۴۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

antecedence

پیشى، پیشروى، تقدم، سبقت

۲

fore

پیش، پیشین، جلوى، درجلو، قبلى پیشوندى است به معنى " پیش " و " جلو " و " قبلا " و " پیشروها " و " واقع در جلو " fore moggy

۳

puss

چرک، گربه، پیشى، دخترک، زن جوان، لب، دهان، چهره

۴

kitty

بچه گربه، پیشى، دختر جوان، زن سبک و جلف

۵

vanward

پیشرو (vanguard)، واقع درجلو، پیشى

۶

antecedent

پیشین، پیشى، سابق، مقدم، مقدمه، سابقه، (دستور زبان) مرجع ضمیر، دودمان، تبار

۷

precedence

(precedency =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه، تقدم، برترى

۸

precedency

(precedence =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه

۹

lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک

۱۰

kitten

بچه گربه، بچه حیوان

۱۱

priority

اولویت، حق تقدم، برترى

۱۲

precession

پیشروى، سبقت، تقدم، تغییر جهت محور جسم گردند (مثل فرفره)، انحراف مسیر