فرهنگ آریان‌پور

اردو زدن

#۵٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

encamp

اردو زدن، چادر زدن، خیمه برپا کردن، منزل دادن

۲

camp

اردو، اردوگاه، لشکرگاه، منزل کردن، اردو زدن، چادر زدن (بیشتر با out) ـ

۳

encage

(cage =) ـ اردو زدن، چادر زدن، خیمه برپا کردن، منزل دادن

۴

laager

در اردو مسکن گزیدن، اردو زدن، احاطه کردن

۵

bivouac

اردوى موقتى، شب را بیتوته کردن