پیشه
#۵۱٬۳۹۱
craft
پیشه، هنر، صنعت، مهارت، نیرنگ
profession
پیشه، حرفه، شغل، اقرار، اعتراف، حرفه یى، پیشگانى، پیشه کار
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با
mystery
رمز، راز، سر، معما، صنعت، هنر، حرفه، پیشه
pursuit
تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى
function
تابع، وظیفه، کار کردن، کارکرد، کار، کار ویژه، پیشه، مقام، ماموریت، عمل، ایفاء، عمل کردن، وظیفه داشتن، آئین رسمى
vocation
کار، شغل، کسب، پیشه، حرفه، صدا، احضار، پیشه اى، حرفه اى، هنرستانى
occupation
اشغال، تصرف، حرفه، شغل، پیشه، مربوط به حرفه
job
کار، امر، سمت، شغل، ایوب، مقاطعه کارى کردن، دلالى کردن، کار شغل
line
خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
career
دوره زندگى، دوره، مسیر، مقام یاشغل، حرفه
metier
شغل، حرفه، کسب، رویه
calling
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call