فرهنگ آریان‌پور

پیشنهاد فروش دادن

#۵۱٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

offer

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)