فرهنگ آریان‌پور

پیشنهاد دادن

#۵۱٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tender

نازک، حساس، لطیف، دقیق، ترد و نازک، باریک، محبت آمیز، با ملاحظه، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، انبار، ارائه دادن، تقدیم کردن، پیشنهاد، پول رایج، مناقصه و مزایده، مناقصه، پیشنهاد دادن

۲

put in

کنار آمدن با، مداخله کردن، رساندن، تقاضا کردن، پیشنهاد دادن

۳

bidden

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد