فرهنگ آریان‌پور

پیشگویی کردن

#۵۱٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bode

پیشگویى کردن، نشانه بودن (از)، حاکى بودن از، دلالت داشتن (بر)، شگون داشتن

۲

predict

پیشگویى کردن، قبلا پیش بینى کردن

۳

forespeak

پیشگویى کردن، از پیش خبر دادن، قبلا آماده کردن

۴

presignify

پیشگویى کردن، از پیش مشعر بودن بر

۵

vaticinate

پیشگویى کردن، نبوت کردن، رسالت کردن

۶

portend

از پیش خبر دادن، پیشگویى کردن، حاکى بودن

۷

presage

نشانه، نشان، علامت، فال نما، شگون، گواهى دادن بر، خبردادن از، پیشگویى کردن

۸

foretell

(past: foretold ; past participle: foretold) ـ پیشگویى کردن، از پیش آگاهى دادن، از پیش خبر دادن، نبوت کردن

۹

soothsay

فال گرفتن، طالع دیدن، پیشگویى کردن

۱۰

auspicate

به مبارکى افتتاح کردن، گشودن، پیشگویى کردن

۱۱

foretoken

نشان پیش، مقدمه، پیشگویى کردن، قبلا آگاهانیدن، اعلام قبلى

۱۲

abode

(past: abided, abode ; past participle: abided, abode) ـ ایستادگى کردن، پایدار ماندن، ماندن، ساکن شدن، منزل کردن، ایستادن، منتظر شدن، وفا کردن، تاب آوردن