فرهنگ آریانپور
پیشگویی کردن
#۵۱٬۳۳۰
bode
پیشگویى کردن، نشانه بودن (از)، حاکى بودن از، دلالت داشتن (بر)، شگون داشتن
predict
پیشگویى کردن، قبلا پیش بینى کردن
portend
از پیش خبر دادن، پیشگویى کردن، حاکى بودن
read
(past: read ; past participle: read) ـ قرائت کردن، خواندن، تعبیر کردن، باز خواندن
augur
غیب گو، فال بین، فالگیر، شگون، پیش بینى کردن (با تفأل)
betoken
حاکى بودن از، دلالت کردن بر، دال بر امرى
forebode
(forbode =) ـ پیش گویى کردن، تفال بد زدن، قبلا بدل کسى اثر کردن