فرهنگ آریان‌پور

پیشگویی‌ کردن

#۵۱٬۳۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bode

پیشگویى کردن، نشانه بودن (از)، حاکى بودن از، دلالت داشتن (بر)، شگون داشتن

۲

predict

پیشگویى کردن، قبلا پیش بینى کردن

۳

portend

از پیش خبر دادن، پیشگویى کردن، حاکى بودن

۴

read

(past: read ; past participle: read) ـ قرائت کردن، خواندن، تعبیر کردن، باز خواندن

۵

augur

غیب گو، فال بین، فالگیر، شگون، پیش بینى کردن (با تفأل)

۶

betoken

حاکى بودن از، دلالت کردن بر، دال بر امرى

۷

forebode

(forbode =) ـ پیش گویى کردن، تفال بد زدن، قبلا بدل کسى اثر کردن