فرهنگ آریان‌پور

پیشگام

#۵۱٬۲۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pioneer

پیشگام، پیشقدم، پیشقدم شدن

۲

van

پیشقدم، پیشرو، پیشگام، پیشقراول، بال جناح، جلو دار، پیشوا، رهبرى کردن، جلو داربودن، کامیون سر بسته

۳

trailblazer

پیشقدم، پیشگام

۴

leader

سردسته، رهبر، پیشوا، راهنما، فرمانده، قائد

۵

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward groundbreaking

۶

ancestor

نیا، جد، نیا (جمع نیاکان)، اجداد cutting edge

۷

harbinger

پیشرو، منادى، جلودار، قاصد

۸

pacemaker

دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب، سرمشق، راهنما، پیشقدم point man

۹

forerunner

پیشرو، طلایه دار، نیا، جد

۱۰

mastermind

فکر بکر، داراى نبوغ فکرى، ابداع کردن