فرهنگ آریان‌پور

پیشکی

#۵۱٬۲۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

imprest

وادار بخدمت لشکرى یا دریایى کردن، مصادره، مساعده، قرضى، قرض داده شده، پیشکى