فرهنگ آریان‌پور

پیشروی

#۵۱٬۲۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن

۲

precession

پیشروى، سبقت، تقدم، تغییر جهت محور جسم گردند (مثل فرفره)، انحراف مسیر

۳

march

راه پیمایى، قدم رو، قدم بردارى، گام نظامى، موسیقى نظامى یا مارش، سیر، روش، پیشروى، ماه مارس، راه پیمایى کردن، قدم رو کردن، نظامى وار راه رفتن، پیشروى کردن، تاختن بر

۴

onrush

حمله، پیشروى، یورش

۵

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۶

antecedence

پیشى، پیشروى، تقدم، سبقت

۷

head way

به جلو، پیشرفت، بلندى طاق، سرعت، پیشروى

۸

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۹

inroad

تاخت و تاز، تهاجم، تعدى، هجوم، حمله، تکش

۱۰

headway

پیشرفت، میزان پیشرفت کشتى، بلندى طاق

۱۱

scramble

با دست و پا بالا رفتن، تقلا کردن، به زحمت جلو رفتن، تلاش، تقلا، کوشش، (تخم مرغ) املت درست کردن