پیشرو
#۵۱٬۲۵۰
vanward
پیشرو (vanguard)، واقع درجلو، پیشى
fugleman
پیشرو، سردسته، پیشاهنگ، پیشوا، قائد، سخنگو
outrider
پیشرو
harbinger
پیشرو، منادى، جلودار، قاصد
precursor
پیشرو، منادى، ماده متشکله جسم جدید
antecessor
پیشرو، مقدم
forerunner
پیشرو، طلایه دار، نیا، جد
van
پیشقدم، پیشرو، پیشگام، پیشقراول، بال جناح، جلو دار، پیشوا، رهبرى کردن، جلو داربودن، کامیون سر بسته
trail
بدنبال کشیدن، بدنبال حرکت کردن، طفیلى بودن، دنباله دار بودن، دنباله داشتن، اثر پا باقى گذاردن، پیشقدم، پیشرو، دنباله
herald
جارچى، پیشرو، جلودار، منادى، قاصد، از آمدن یا وقوع چیزى خبر دادن، اعلام کردن، راهنمایى کردن
postilion
(postillion =) ـ راهنما یا یساول پست، پیشرو، منادى، نوعى کلاه زنانه
futuristic
مربوط به آینده، پیشرو
pathfinder
راه یاب، بلد راه، پیشرو، کاشف
postillion
(postilion =) ـ راهنما یا یساول پست، پیشرو، منادى، نوعى کلاه زنانه
progenitor
جد، نیا، پدر بزرگ، اجداد، پیشرو، نمونه
front man
جلودار، منادى، پیشرو
chief
مخصوصاً، به طور عمده